در ادامه +
مهدی س(رهبر)(وزیر جنگ)(...):
nv lwhpfi
در مصاحبه ای مهدی س:
سلام خدمت تمامی افراد محترم-من حدود 2 سال پیش همین جوری با دوستم (دانیال) یه تصمیم
گرفتیم که به گاو میگفتی میخندید:D مثل خودت که داری بمون میخندی
آقا ما به شوخی یه چیزی گفتیم.آقا شوخی شوخی گرجدی شود
آقا جدی شدو ما گفتیم از اول شروع کنیم اسم کشورو گذاشتیم (mdm) بعد شهر هارو نامگذاری کردیم-
بعدد زبون-بعد خط - در کل منو دوستم تنها پچه هایی بودیم که حتی این به فکرمون رسیده بود
آقا بعد کلی سگ دو زدن و اینور و اونور ما حدودن 5 نفر شدیم بعد 6.7 .8 و تصمیم گرفتیم یه وب هم بزنیم!!
بعلههه ما یه همچین پشت کاری داشتیم :D بعد رسیدیم به نکته های مشترک مثل:
پرچم-قانون اساسی-و...
آقا همه بچه ها کمک کردن مثلا یکی حاظر شد مسعول استبل شه و ...
یکی پرچم دار و یکی...
بگذریم آقا بعد کلی
s' b
سگ دو زدن ما کلی از موضوعات رو حل کردیم تا رسیدیم به یه فرد چاقال به نام
qmar@s که گیر داد و با دانی آل کل انداخت که من از تو بهترم و من رهبر شو یه متد 3 تامون بودیم
تا اینکه من و دانیال اونو تبدیل کردیم به مسعول استبل
ما خیلی خوبیم
فدامون بشی.
راستی ما هنوز داشتم میگفتم...
ما کلی کارای دیگه کردیم تا رسیدیم به مشکل اساسی طراحی پرچم دانیال یکی طراحی کرد من یکی تا تصمیم گرفتیم جفتشوژ
بچسبونیم به هم که جفتش پاره پاره شد
رسیدیم به یک مشکل بزرگ تر:ژ
اینکه از فکر مسخره دانیال و من که شک برده بودیم تو مدرسه قاتل هست
خیلی تلاش کردیم :D که بفهمیم که فهمیدیم از خونه رو به رویی کنترل میشیم.ولی بازم خوب بود نکشتنمون.
,gd fhc
ولی بازم کلاسمون مارو نجات داد و دسترسی اوان اونا به ما کاملا کور شد و فقط تو حیات میتونستن که نمیتونستن همه مدرسه رو بمب
بارومن کنن چون حقوق بشر خرشونو میگرفت
بعد از حدودا 2 هفته اونا رفتن و ما دیگه اونارو ندیدیم
تا رسیدیم به نقطه بد تر تو کلاس یه مجسمه بود که شبیح جن بود که بعد فهمیدیم دوربینه !! روش یه آدامس خرسی چسبوندیدم oخخخخ شوخی
کردم بالای کلاس بود و ما فقط از معلم پرسیدیم چیه که گفت یه مجسمس م که بچه ها ساختن اما... اون به دیوار چسبینده بود و از بالا و پایین هم چسبیده
بود of ph خب حالا از این بگزریم خودمم نمیدونم هنوزم اون چیه؟
حالا میرسیم به 3 سال قبل:
کلای
کلاس سوم:
ما یعنی من و دانباد ل آخرین نفر مونده تو کلاس بودیم که یه دست خونی خورد به پنجره ما هم در د
رفتیم صبح جلوی پنجره خونی بود جای خون مث سم اسب بود
آقا ما یه کنفرانس 10 نفره راه انداختیم اون موقع مدرسه بعضی از بچه ها رو میبرد ستخر و ما 10 نفر تو مدرسه تنها بودیم و کنفراس راه انداختیم میزو
گزاشتیم جلوی تخته و با دانیال راجع به جنا با مدرسه حرف زدیم
آقا اون قزیه تموم شد:>
خب به بحس کشور برگردیم همین بود داستان تا اینجای ما در کنفرانس ام دی امی.
علیرضا جوانی-مهدی عرب عامری و حسین افروغ
حاظر به مصاحبه نشدند
دانیال حسین پور:
یک ماه دیگه میاد.
جالب بود!
ممنون که سر زدی!
پاسخ: خواهش ^___________^
سلام...
ممنون که سر زدی!
من حالا اون موقع جو گیر بودم درباره ی هک کردن وب و این جور چیزا....ولی اصلا حوصله ی انجام دادن اوووووووووون همه راه رو نداشتم!
آخه شنیده بودم وبلاگ رو هیچ جوره نمیشه هک کرد واسه همین برام عجیب بود یه کم!!!!
پاسخ: خخخخخخخخخخخ بهشون گوش نده
سلام.
خوشحال میشم به وبم بیایی......
سلام مهدي....منم ترانه.....توروخدا برگرد اپارات ...التماست ميكنم...به پات مييفتم ...اصلا چرا رفتي<img src=\"http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(1).gif\ " width=\"18\" height=\"18\"><img src=\"http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(30).gif\ " width=\"18\" height=\"18\"><img src=\"http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(13).gif\ " width=\"18\" height=\"18\">
از تغيراتت خوشم اومد . فيلم - انيميشن- كارتون- سريال هاي مربوط به ام دي ام يا غير ام دي ام روبذار امكان داره بيشتر بشيم . تو يو تي يوپ هم بذار <img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(2).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(2).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(2).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(2).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(2).gif" width="18" height="18">
عالی بود داداش مهدی//کارت درسته چه فایده که نمیای یکیو هکش کنی خخخ
نظریه در مورد چی؟؟!!
پاسخ:نوشتم نمیبینی؟
آرزو میکنم مامانم برگرده خونه
پاسخ:اوخی-الان مینویسم
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:خخخخخخخخ
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:خخخخخخخخخخخخخ